فرم ورود اعضاء- عضويت در خبرنامه



دوست عزيز سلام: علاوه بر بخش «وهابيت پژوهي» ،از بخش هاي: «مسيحيت پژوهي» - «يهود و صهيونيسم» - «بهائيت پژوهي» - «تصوف پژوهي» - «انجمن گفتگوي اديان و فرق» نيز ديدن فرماييد. با سپاس فراوان

نظر شيعه در مورد معاويه بن أبي سفيان چيست؟ مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
میانگین امتیار کاربران: / 3
ضعیفعالی 
جمعه ، 18 دی 1388 ، 07:51
پاسخ:
هر چند معاويه مورد احترام بيشتر اهل سنت است اما تمامي اهل سنت او را نسبت به جنگ با علي(عليه السلام) خطاكار مي دانند و برخي از همسران پيامبر(صلي الله عليه و آله) و صحابه و همچنين برخي از بزرگان اهل‏سنت درباره او نظر منفي داشته‏اند كه چند نمونه را نقل مي‏كنيم:
1- حسن بصري درباره معاويه مي‏گويد:
چهار عمل را معاويه مرتكب شد كه هر يكي از آنها براي هلاكت او كافي بود:
الف) حكومت را به وسيله شمشير و بدون شورا به دست آورد، با اينكه اشخاص بزرگ، برجسته و محترم در ميان صحابه بودند كه مي‏توانست با آنان مشورت كند.
ب) پسر خود يزيد را كه پيوسته مست بود و لباس حرير پوشيده و دَفّ و طَنبور مي‏زد خليفه مسلمين كرد.
ج) زياد را برادر خود خواند، در صورتي كه رسول اكرم(صلي الله عليه و آْله) فرموده است به واسطه رابطه نامشروع نسبت درست نمي‏شود.
د) حجر بن عدي و ياران او را كه از پرهيزكاران مسلمين بودند به قتل رسانيد.(1)

2- ابن اثير مي‏نويسد:
عايشه همسر پيامبر گرامي اسلام(صلي الله عليه و آْله) پس از كشته شدن برادرش محمد بن ابي‏بكر به دستور معاويه ناله سختي نمود و بعد از هر نمازش معاويه و عمرو عاص را نفرين مي‏كرد.(2)
3- عبدالرحمان بن غنم كه از صحابه است درباره معاويه مي‏گويد:
معاويه چه حق در شورا دارد؟ او از طلقا است (اسيران آزاد شده) كه خلافت براي آنها جايز نيست او و پدرش از رؤساي احزاب‏اند؛ احزابي كه در جنگ احزاب عليه مسلمين متحد شده بودند.(3)

و اما برخي ديگر از دلايل منفي بودن نظر شيعه درباره معاويه به اين شرح است:
(الف) حكومت و خلافت علي(عليه السلام) را كه به اتفاق همه مسلمين حكومت حق بود ،نپذيرفت و براي حفظ خلافتش در جنگ صفيّن با مسلمانان وارد جنگ گرديد كه خون بسياري از مسلمانان ريخته شد.

(ب) نسبت به علي(عليه السلام) بغض و كينه داشت و او را دشنام مي‏داد. او به به سعد وقاص انتقاد مي‏كرد كه چرا از سبّ علي خودداري مي‏كند.(4)
به دستور معاويه خطبا در منابر و نمازهاي جمعه به لعن و ناسزاگويي بزرگترين صحابي پيامبر ،علي بن ابيطالب عليه السلام پرداختند(5) در حالي كه رسول خدا(صلي الله عليه و آْله) مي‏فرمايد:
«يا علي اَنْتَ سيدٌ في الدُّنيا و سيدٌ فيِ الاخِرِْة، حَبيبُكَ حَبيبي و حَبيبي حبيبُ اللّه وَ عدُّوكَ عدوّي و عدوي عدوُّ اللَّهِ وَ الْوَيْلُ لِمَنْ اَبَغضَك بعدي.»(6)
«اي علي تو در دنيا آقايي و در آخرت نيز آقايي، دوستدار تو دوست من است و دوست من دوست خداست و دشمن تو دشمن من است و دشمن من دشمن خداست، واي بر كسي كه بعد از من نسبت به تو بغض ورزد.»

و نيز در شأن علي(عليه السلام) گويد: «لا يُحِبُّ عَليَّاً مُنافِقٌ وَلا يُبْغِضُه مُؤمِنٌ.»(7)
«منافق دوستدار علي نيست و انسان مؤمن بغض او را ندارد.»

ابوسعيد در همين رابطه گويد:
«اِنَّا كُنَّا لَنَعرفُ المُنافِقينَ "نَحْنُ مَعْشَرَ اْلاَنْصار" بِبُغْضِهِم عَليَّ بنَ‏ابيطالبٍ(عليه السلام)»
« ما منافقين را به بغض و كينه آنها نسبت به علي بن ابي‏طالب مي‏شناختيم.»

ام سلمه مي‏گويد رسول‏خدا(صلي الله عليه و آْله) فرمود:
«مَنْ سَبَّ عَلياً فَقَدْ سَبَّني.» (8)
«هر كه علي را دشنام گويد مرا دشنام گفته است.»


(ج) رسول خدا(صلي الله عليه و آله) براي جداسازي گروه حق از گروه باطل پيشاپيش نسبت به شهادت عمار خبر داده بود كه:
«ستَقْتُلُكَ اَلْفِئَُْ الباغِيَُْ»(9) ؛ «به زودي گروه طغيان‏گر و ستمكار تو را خواهند كشت.»
در حالي كه سپاه معاويه عمار را به شهادت رساندند.

(د) پيمان صلح با امام حسن(عليه السلام) را زير پا گذاشت و آن را يك طرفه نقض كرد و جَعده دختر اشعث و همسر امام حسن(عليه السلام) را با وعده‏هاي خود به مسموم نمودن و قتل آن ‏حضرت تحريك كرد تا زمينه را براي حكومت فرزندش يزيد فراهم نمايد و زماني كه خبر قتل امام را شنيد بسيار مسرور گشت و تكبير گفت و حاضرين نيز تكبير گفتند.(10)

(ه‍) مردم را براي بيعت با فرزندش يزيد كه فردي جنايت پيشه، عيّاش، سگ‏باز و شراب خوار بود مجبور ساخت(12) و سرانجام در اين كار موفق شد و يزيد در مدت حكومت كوتاه خويش جنايات فراواني مرتكب شد كه مهم‏ترين آنها به شهادت رساندن سبط رسول ‏گرامي اسلام و سرور جوانان اهل بهشت امام حسين(عليه السلام) بود.

(و) پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) معاويه را نفرين نموده و فرمود: خداوند شكم او را سير نكند.(13)
و موارد بسيار ديگري كه مستمسك مطمئني است براي قضاوت عادلانه و معقول شيعه درباره معاوية بن أبي سفيان ،صحابي گرانقدر و والا مقام!!! پيامبر خدا و چهره ي بسيار خدوم!! به اسلام و قرآن.
--------------------------------------------------
پي نوشت ها:

1. الكامل في التاريخ ، ج (س)، ص (ع)48
2. الكامل في التاريخ - حوادث سنه 8(س)، ج (س)، ص (ع)5(س)
3. الاستيعاب در شرح حال عبدالرحمان بن غنم
4. صحيح مسلم، كتاب الفضايل، باب فضايل علي‏بن ابي‏طالب
5. تاريخ الخلفأ، ج 1 ص 120؛  ج 2، ص 210 ؛ ج (س)، ص 1(ص) و النصايح الكافيْ، ص 8(ع)
6.  مستدرك علي الصحين، ج (س)، ص 128
7. حديث  شماره (ع)1(ع)(س) - در صحت اين حديث خوب است بدانيد كه علامه ذهبي از علماي بزرگ اهل سنت با اينكه در كتابش "سير اعلام النبلأ" - ج8 ،ص 55(س) - حديث "من كنت مولاه فعلي مولاه" را متواتر و قطعي‏دانسته، ليكن حديث "لايحبّ..." را از آن هم صحيح‏تر مي‏داند - ج(ع) ص 9(ص)1
8. مستدرك الصحيحين، ج 1، ص 121
9. صحيح بخاري - كتاب الصلوْ، باب التعاون في بنأ المسجد
10. مروج الذهب، ج (س)، ص 8
11. مروج الذهب، ج (س)، ص (ع)(ع) و تاريخ يعقوبي، ج 2، ص 5(ص)1
12. صحيح مسلم، كتاب البرّ، باب من لعنه النبي او سبّه

نظرات (0)add comment

نوشتن نظر
كوچكتر | بزرگتر

busy